زائرین
برقراری ارتباط با امام زمان




 

  نسخه چاپی


سفر به نوروز



بی تردید یکی از بهترین عادات ایرانیان برگزاری ایین های عید نوروز است.براستی تا چه اندازه با این ایین ها آشناییم تا در حفظ میراث خوب گذشتگانمان کوشا باشیم. با ما همراه باشید تا گشت و گذاری کوتاه و مختصر در نوروز داشته باشیم.

خانه تکانی:
غبار روبی و گردگیری از در و دیوار خانه، کف پوش ها، اسباب خانه، شستشو و پاکیزه و نو کردن جامه و ظروف و اشیای کهنه، دور افکندن اشیای ژنده و فرسوده، تمیز کردن ظروف و دیوارهای منزل، خلاصه «خانه تکانی» برای زدودن آلودگی ها، سیاهی ها و بیرون افکندن پلشتی ها از فضای خانه از رسم های کهن ایرانیان در فرا گشت سال کهنه به سال نو بوده است.

هنوز هم این رسم همچون گذشته در سراسر ایران میان مردم ایران معمول است. امروزه بانوان از چند روز به نوروز مانده، و معمولاً تا پیش از فرا رسیدن شب چهارشنبه آخر سال، به خانه تکانی می پردازند و از زیستگاه های خود پلشت زدایی می کنند. خانه تکانی و زدودن آلودگی ها و پلشتی ها از فضای خانه و کاشانه در آخر سال کهنه، مظهر و نمادی از زدودن سیاهی و مرگ و کهنگی از خانه و آماده کردن فضایی پاک و پاکیزه در آستانه نوروز برای استقبال از روشنایی ها و خوبی ها است.

کاشتن سبزه:
سبزه نمادی از برکت و شگون است و کاشت سبزی عید، از مراسمی است که از دیرگاهان مرسوم بوده و هم اکنون نیز در میان ایرانیان رواج دارد. ایرانیان در اسفند و قبل از نوروز در ظرف های کوچکی گندم و جو و عدس و امثال اینها را سبز می کنند و این سبزه ها را در سفره عید گذاشته و تا روز سیزده نوروز نگاهداری می کنند.

در ایران کهن، «بیست و پنج روز پیش از نوروز، در میدان شهر، دوازده ستون از خشت خام بر پا می شد و بر فراز هر ستونی دانه هایی از حبوبات می کاشتند؛ و در ششمین روز فروردین، خرداد روز، با سرود و ترنم و شادی، این سبزه ها را می کندند و برای فرخندگی به هر سو می پراکندند.»

پنجشنبه آخر سال:
یکی از آیین های کهن پیش از نوروز یاد کردن از مردگان است که به این مناسبت بر سر مزار درگذشتگان می روند و برای آنان خیرات می دهند.

ایرانیان شیعه، در موقع سال تحویل، به زیارت قبور امامان و امامزادگان میروند. زیارت از مزار شهیدان انقلاب اسلامی و تجدید میثاق با آنان از جمله مراسم پسندیده ما است.

سفره هفت سین:
یکی دیگر از آیین های نوروزی که از دیرگاهان پیشینه داشته و هم امروز تقریباً درهمه شهرهای ایران رایج است چیدن سفره هفت سین است. چیدن سفره هفت سین رسم و باوری کهن است که همه اعضای خانواده در موقع سال تحویل (لحظه ورود خورشید به برج حمل) در خانه و کاشانه خود در کنار سفره هفت سین سال نو گرد هم ایند.

در سفره سفید رنگ هفت سین، از جمله هفت روییدنی خوراکی است که با حرف «س» آغاز می شود، و نماد و شگونی بر فراوانی روییدنی ها است. در سفره هفت سین، سیب، سبزه، سنجد، سماق، سیر، سرکه، سمنو و مانند این ها می گذارند. افزون بر آن آینه، شمع، ظرفی آب که نارنج در آن است، تخم مرغ رنگ کرده، ماهی قرمز، نان، سبزی، گلاب، گل، سنبل، سکه و کتاب دینی (مسلمانان قرآن و زرتشتیان اوستا و ...) نیز زینت بخش و آسمانی نمودن سفره هفت سین است.

سبب گزینش هفت سین روشن نیست، اما عدد هفت یکی از اعداد مورد احترام و مذهبی ایرانیان باستان بوده است. احتمال می رود هفت سین را به مناسبت هفت امشا سپند (بزرگترین فرشته مزدیسنا) برگزیده باشند. بعضی هم معتقدند که بجای هفت سین هفت شین می تواند باشد هفت روییدنی که با حرف شین آغاز می شود.

مراسم تحویل سال:
در وقت تحویل سال، همه اعضای خانواده ها در خانه های خود گرد می آیند و در کنار خوان نوروزی می نشینند. شمع های شمعدان یا چراغ های روی خوان نوروزی را پیش از تحویل سال روشن می کنند، و سکه ها و اسکناس هایی لای قرآن می گذراند. همه چشم به قرآن و آب و گل و ماهی می دوزند و منتظر اعلام سال تحویل می شوند.

در میان مسلمانان، رسم چنین است که پس از تحویل سال، همه اعضای خانواده به یکدیگر «عید مبارکی» می گویند. کوچک ترها دست بزرگترها را می بوسند و بزرگ تر ها صورت کوچک ترها را. آنگاه، بزرگ خانواده دعای سال تحویل را می خواند و دیگران آن را تکرار می کنند.

پس از خواندن دعای سال تحویل، بزرگ خانواده قرآن را می گشاید و هفت سوره یا هفت آیه از قرآن را که با کلمه «سلام» آغاز می شود، می خواند. با خواندن این آیات، آفت ها، بلاهای آسمانی و زمینی و شیطان را از محیط خانه و خانواده دور می کنند و سلامت و آرامش را به خانه در سال نو می آورند. آن گاه به رسم تیمن و تبرک، بزرگ خانه به هر یک از اعضای خانواده پولی را که لای قرآن گذاشته است، می دهد. در این هنگام همه دهان خود را با شیرینی سفره نوروزی شیرین می کنند.

همچنین عامه مردم چنین می پندارد که به هنگام تحویل سال در هر جا که باشند تا آخر سال حضور در آن جا برایشان بسیار آسان و میسر است. از این رو برخی از آنان زمان تحویل سال را در فضای قدسیانه زیارتگاه ها و امامزادگان شیعه می گذرانند و در لحظات خجسته گردش سال، با دعا و نیایش در این جایگاه های روحانی با جهان مینوی و ملکوتی ارتباط معنوی برقرار می کنند.

رسم دید و بازدید:
از اول تا دوازدهمین روز نوروز را مردم به رفت و آمد به خانه بزرگان، خویشان، آشنایان و دید و بازدید از یکدیگر و شادباش گویی به هم اختصاص می دهند. این رسم از قدیم میان گروه ها و قشرها و طبقات مختلف اجتماعی در شهر و روستا مرسوم بوده است. تجدید دیدار با جانبازان، خانواده شهدا و بازدید از خانه های سالمندان از جمله مراسم و ارزش های نیکوی نوروزی و برخاسته از برکات انقلاب شکوهمند ایران اسلامی است.

در مراسم دید و بازدید، نخست کوچک تر ها به عید دینی بزرگتر ها می روند، بعد بزرگ ترها بازدید کوچک ترها را پس می دهند. در نخستین روز عید، بستگان و دوستان به دیدن کسانی که عزیزی را در سال کهنه از دست داده اند می روند و به بازماندگان او «سرسلامتی» می دهند.

در شهرها، افرادی که پایه و شأن اجتماعی بالایی در جامعه دارند، روزی را در خانه می مانند یا به اصلاح «می نشینند» تا دیگران برای عید مبارکی به دیدنشان بروند. در روستاها نیز در روز اول عید زارعان و رعایا به دیدن مالک، کدخدا، ملا و ریش سفیدان می روند. در دید و بازدیدها مردم به یکدیگر دست می دهند و کوچکترها دست بزرگترها و بزرگترها روی همدیگر را می بوسند و به هم «عید مبارکی» می گویند.

مردم عید نوروز را در ماه محرم نمی گیرند و معمولاً در اعیاد قربان و غدیر که پیش از دهه محرم قرار دارد به عید مبارکی می روند و گندم سبز می کنند. کسانی هم که عقد یا عروسی کرده اند هدایایشان را در روز عید غدیر می فرستند و ممکن است سفره نوروزی مختصری که حاوی قرآن مجید، سبزی، آینه و میوه است انداخته شود. ولی دید و بازدید و تبریک به کلی مفهومی ندارد. اگر ایام نوروز به ماه رمضان بیفتد، مردم پس از روزه گشودن به خانه های یکدیگر و دید و بازدید می روند. روز سیزده را هم به بعد از ماه رمضان موکول می کنند.

رسم نوروزانه:
رسم نوروزانه یا عیدانه از دیرباز در ایران میان مردم طبقات و اقشار مختلف معمول بوده است.

تا چندی پیش، نمایندگان اصناف و طبقات مردم که به دیدن بزرگان می رفتند، هر صنف و گروه، بنابر پایگاه و شأن اجتماعی و شغلی که داشت، هدیه ای برای آنها می بردند. مردم ایلیاتی و زارعان روستایی نیز برای بزرگ و ریش سفید روستا عیدانه می برند.

در این روزگار رسم هدیه دادن و هدیه گرفتن در ایام نوروز میان مردم بیش از پیش معمول است. پدران و مادران به فرزندان و نوعروسان و تازه دامادان خود، بزرگترها به کودکان، دوستان به یکدیگر و دولت و کارفرمایان به کارمندان و کارگران هدیه و عیدی می دهند.

تا چندی پیش، عیدی کودکان، تخم مرغ رنگین، ساز دهنی، وغ وغ صاحاب، عروسک، جغجغه و سکه صاحب زمان و آجیل و نخودچی بود. امروزه بیشتر اسباب بازی، پول نقد، سکه، توپ، کتاب، لباس و ... هست.

در برخی از شهرها صبح عید نوروز یک بشقاب گندم برشته، یک بشقاب نان شیرینی به اضافه تخم مرغ رنگی به کوچک ترها داده می شد. بشقاب گندم برشته شامل کنجد، گندم، شاهدانه، نخودچی و کشمش بود. معمولاً سکه از پنج ریالی تا سکه های طلا عیدی داده می شود.

سیزده فروردین:
سیزده، روز پایان دوره جشن های نوروزی است. در این روز مردم بنا بر یک سنت فرهنگی از خانه ها بیرون و به دشت، صحرا و باغ می روند تا آخرین روز عید را در طبیعت و در کنار سبزه، گیاه و آب روان چشمه ها و جویبارها به شادی و خوشی بگذرانند.

در گذشته، مردم قید و بندی برای رفتارهای خود در روز سیزده نمی پذیرفتند و با پرخوری ها و هوسبازی ها نظم و قرارهای اجتماعی را بر هم می زدند و آشوب و آشفتگی هایی در روال معمول زندگی خود پدید می آورند. رفتارهای بی بند و بار و آشوبگرانه برخی، حوادث ناگواری می آفرید که گریبان آنها و دیگران را می گرفت و گاهی مصیبت هایی به بار می آورد. مردم این مصیبت ها و نا خجستگی ها را اثری از نحسی شماره سیزده می پنداشتند. از این رو، سیزده فروردین را هم نحس و بدشگون می انگاشتند.

در زمان کنونی با دگرگونی های اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی در جامعه ایران و تغییرات در چگونگی برگزاری مراسم سیزده بدر و پدید آمدن رفتارها و آئین هایی مطابق و مناسب با فرهنگ مردم جامعه کنونی، باز مردم ایران در هر جایی که هستند سیزده نوروز را با شور، گرمی و سرور مانند گذشته در بیرون از خانه ها و در دشت، باغ و بوستان جشن می گیرند. برای گذراندن این روز در فضای باز طبیعت کوه و دشت آرزو می کنند که روز سیزده شان، روزی آفتابی و گرم باشد. از صبح زود سیزده هر چند خانواده نزدیک و خویشاوند با هم شیرینی و آجیل باقی مانده از ایام عید را با خوراک آماده مانند سبزی پلو با کوکو، باقالی پلو با گوشت، و بار و بنشن، سیر، پیاز سرخ کرده و کشک ساییده، سرکه، رشته و سایر مخلفات آش رشته که حتماً باید در صحرا پخته شود، و کاهو و سرکه انگبین عصرانه، سماور، قند و چای، رادیو و ... با خود بر می دارند و با اتومبیل و هر وسیله که مهیا باشد به خارج از شهر می روند.

در بیرون شهر، خانواده ها دسته دسته در کنار آب و سبزه یا زیر درختان سبز بساط خود را می گسترند و اجاق و آتش را روشن می کنند و دیگ آش رشته را روی اجاق بار می گذارند و سماور را آتش می کنند.

خوردن آجیل و کاهو با سرکه انگبین، عصرانه بیشتر مردم است. نزدیکی های غروب قبل از ترک کردن صحرا، هر خانواده، سبزه ای را که پیش از نوروز به نشانه برکت و فراوانی کاشته ، در آب می اندازند و به خانه های خود بازمی گردند.

مردم همراه طبیعت
درحقیقت، در قالب آیین های نوروزی که از چند روز پیش از گردش سال تا روز سیزده فروردین ادامه می یابد، مردم همراه طبیعت، گذاری رمز گونه از یک مرحله حیات به مرحله دیگر دارند. آنان همراه با حیات دوباره زمین پس از گذر از زمستانی سخت، دگرگون شده و زندگی تازه ای را از سر می گیرند. در آغاز این گذار، مردم با خانه تکانی و پلشت زدایی در روزهای پایانی سال کهنه از آن چه رنگ فرسودگی و کهنگی و سیاهی دارد، جدا می شوند و دوری می گزینند و در پایان آن بار دیگر به دامان طبیعت باز می گردند تا زندگی دوباره زمین را نظاره گر باشند، نشانه های قدرت خداوند را در در و دیوار وجود دریابند و به یاد آورند که بخشی از طبیعت هستند و نباید آن را به دست فراموشی بسپارند. شاید هم به همین دلیل است که این روزدر کنار نام گذاری سنتی ایرانیان، روز طبیعت نیز نام گرفته است.






نسخه چاپیارسال به دوستان

نظر شما: