زائرین
برقراری ارتباط با امام زمان


 

  نسخه چاپی


تسلیم تو هستم!


نمازگزار در نماز خود کارهای مختلفی را انجام می‌دهد: می‌ایستد؛ به رکوع می‌رود؛ سجده می‌کند؛ می‌نشیند و در همه‌ی این حالتها چیزهایی به زبان می‌آورد. این کارها "صورت نماز" هستند.
برخی گمان می‌کنند که اگر به یاد خدا باشند، از او سپاسگزاری کنند و نسبت به او حال خشوع داشته باشند، دیگر نیاز به خواندن نماز ندارند.
به نظر آنها صورت نماز اهمیت ندارد و معنای نماز برای بندگی کافی است.
حال این عده مانند حال عاشقی است که در کنار یار می‌نشیند و خود را شیفته و مطیع و دل‌بسته‌ی او می‌خواند اما وقتی که یار چیزی از او می‌خواهد، بهانه می‌آورد یا چون و چرا می‌کند. او حاضر نیست به خاطر یار حتی قدمی بردارد. آیا چنین کسی را می‌توان عاشق دانست؟
نمازگزار واقعی کسی است که مطیع خداوند باشد. او هر کاری که مورد رضایت خداست، انجام می‌دهد. او مطابق خواست خدا می‌نشیند، برمی‌خیزد و آنچه خدا می‌خواهد به زبان می‌آورد.
او با انجام دادن "صورت نماز" نشان می‌دهد که به خدایش علاقه دارد و حاضر است برای نزدیک شدن به او به هر کاری دست بزند.
صورت نماز مجموعه‌ای از گفتار و رفتار است که خداوند آن را دوست می‌دارد. او این کارها را با نظم و ترتیب خاص در کنار یکدیگر چیده و به انسان فرمان داده است که آنها را اجرا کند.
خداوند توضیح نداده است که چرا در ابتدای نماز "سوره حمد" را قرائت کنیم؛ چرا در هر رکعت از نماز، یکبار "رکوع" و دو بار "سجود" به جا آوریم؛ چرا نماز صبح را دو رکعت و نماز مغرب را سه رکعت بخوانیم.
همه‌ی اینها مربوط به "صورت نماز" است. حکمت و علت بسیاری از این قبیل کارها برای ما بیان نشده است. بیان نشدن حکمت و علت این امور دو دلیل دارد:
1- انسان توانایی ندارد که "علت و حکمت" همه چیز را بفهمد. عقل و فهم آدمی محدود است. از هر ظرفی به اندازه‌ی همان ظرف می‌توان استفاده کرد. وقتی که گنجایش یک ظرف کم باشد، نمی‌توان چیز زیادی در آن جا داد.
دانش‌آموزی که در اولین سال ابتدایی و در اولین هفته‌ی سال تحصیلی قرار دارد، علت و حکمت بسیاری از فرمانهای آموزگار را نمی‌فهمد.
بینش و دانش او به حدی نیست که بتواند فایده‌ی فرمان آموزگار را تشخیص دهد. آموزگار نیز نمی‌تواند هدف اصلی و منظور نهایی خود را از هر "سرمشق" یا فرمان به دانش‌‌آموز توضیح دهد.
2- همیشه نباید به دنبال "حکمت و علت" بود. گروهی که قصد بالا رفتن از کوهی بلند و عبور از مسیرهای ناشناخته را دارند، یک راهنمای محلی انتخاب می‌کنند که با راه‌ها و آب و هوای منطقه آشنایی داشته باشد.
آنها با کمک او خطرها را پشت سر می‌گذارند و از راه‌های نزدیک‌تر و ایمن‌تر به سوی مقصد پیش می‌روند. هنگامی که راهنمای محلی به گروه فرمان می‌دهد که به جای ادامه‌ی حرکت، باید اتراق کنند یا به جای ایستادن و استراحت باید زودتر حرکت کنند، هیچ‌کس با او بحث و جدل نمی‌کند و از او دلیل نمی‌خواهد؛ زیرا همه می‌دانند که راهنما بیشتر از آنان با اوضاع منطقه آشنایی دارد و از تغییرات هوا با خبر است.
در بسیاری از موارد باید نظر دیگران را بدون چون و چرا پذیرفت. باید به کسانی که داناتر از ما هستند، اطمینان داشته باشیم و در برابر آنها "تسلیم" شویم.
خداوند از بندگانش می‌خواهد که با تفکر و تحقیق، راه حق را پیدا کنند و در آن مسیر قدم بردارند. آنها وقتی که از حق بودن مسیر خود مطمئن شدند، باید نشان دهند که در مقابل "حق" تسلیمند و حاضرند که بدون چون و چرا از حرف حق اطاعت کنند.
خداوند از بندگانش "امتحان تسلیم" به عمل می‌آورد. او انتظار دارد کسانی که به او اعتقاد دارند، از این امتحان سربلند بیرون بیایند.
بندگان هم باید نشان دهند که به خدای خود اطمینان دارند و آماده‌اند از تمام فرمانهای او پیروی کنند؛ حتی اگر "حکمت و علت" برخی از فرمانها را ندانند.
کسی که به "صورت نماز" پایبند است، نشان می‌دهد که به خواست خدا می‌ایستد؛ به خواست خدا زبان باز می‌کند؛ به خواست خدا ساکت می‌شود؛ به خواست خدا بر زمین می‌نشیند و به خواست خدا سجده می‌کند.
او ادعا ندارد که معنا و مفهوم این کارها را می‌داند و از حکمت و علت آنها آگاه است. ادعای او این است که همه‌ی این کارها را به خاطر خدا، به خواست خدا و برای اجرای فرمان خدا انجام می‌دهد. "تسلیم" در باربر خداوند یعنی همین!
(برگرفته از نوشته سعید روح‌افزا)



نسخه چاپیارسال به دوستان

نظر شما: