زائرین
فتنه‌های بحران‌ساز آخرالزّمان




 

  نسخه چاپی


امام، انقلاب، راه ها و دشواری ها


امام قدس سره چگونه توانست در اوج اختناق و سلطه نظامی و امنیتی رژیم ستم شاهی، انقلاب را پی ریزی کند؟

امام قدس سره چگونه توانست در اوج سلطه امریکا بر این کشور، بر ضد آمریکا و دست نشانده او، شاه، دست آنان را از این کشور کوتاه کند؟

امام قدس سره چگونه توانست نیروهای مؤمن و خداجو را در مسیر انقلاب متحد و آنان را رهبری کند؟

امام قدس سره چگونه توانست در اوج ابتذال فرهنگی، سقوط اخلاقی و غربزدگی که حکومت شاه در این کشور پدید آورده بود، اسلام و قرآن را زنده کند؟

امام قدس سره چگونه توانست روحانیان سراسر کشور و حوزه های علمیه را به رغم اختلاف سلیقه و دیدگاه ها در جهت انقلاب هماهنگ سازد؟

اینها گوشه ای از سؤال هایی است که امروز، نسلی که آن سال ها را ندیده مطرح می کند، نسلی هم که خود در آن سال ها شاهد سیل حوادث و تحولات و پیشرفت انقلاب و ناظر فراز و نشیب ها بوده آن حوادث را با تعجب و ناباوری مرور می کند، و به نسل امروز حق می دهد که چنین سؤال هایی را مطرح کند.

حقیقت این است که پاسخ این سؤال ها چندان آسان نیست و در یک و دو مقاله نمی گنجد و برای یافتن آن ها باید به خاطرات و یادداشت های شخصیت های بزرگ انقلابی و یاران دیرینه امام قدس سره و نیز به صدها کتاب مربوط به اسناد و سرگذشت و خاطره انقلاب مراجعه کرد. اما سعی ما بر این است که در این نوشتار به صورت فشرده در این باره پرتو افکنی کنیم:

آگاهی امام قدس سره از تاریخ ننگین پادشاهی پهلوی

از نکته های ظریفی که در ریشه یابی های تاریخی انقلاب اسلامی نباید از آن غفلت کرد، علاوه بر شخصیت امام قدس سره، حضور او و شهود عینی او در جریان پیدایش و شکل گیری سلطنت دودمان پهلوی است. امام قدس سره که از دوران جوانی سری پرشور داشت و حوادث سیاسی و اوضاع مملکتی را به دقت تعقیب می کرد، خود دیده بود که دست های پنهان و پیدای دولت های بیگانه و استعمارگر -مانند انگلیس که رضاخان قزاق را به قدرت رسانده بودند-، و چگونه درصدد اجرای برنامه های استعماری و ضد اسلامی و ضد مردمی خود به دست او برآمدند. او شاهد سیاست ها و اقدامات رضاخان پهلوی در ضدیت با مقدسات اسلامی (مانند کشف حجاب، قضیه مسجد گوهرشاد مشهد، و متحدالشکل ساختن لباس ها و در نتیجه تغییر لباس روحانیون و امثال این ها) بود.

از سوی دیگر ناظر محرومیت ها و مشکلات مردم در زمان حکومت رضاخان پهلوی، و ضعف و حقارت وی در برابر بیگانگان و قلدرمآبی او در برابر مردم بود. او شاهد بود که رضاخان با تمام قلدرمآبی ها در برابر ملت و علمای اسلامی، چقدر در برابر دولت های بیگانه ضعیف و ناتوان است، به طوری که با تجاوز قوای متفقین به ایران، به آن سوی مرزها تبعید شد!.

امام قدس سره شاهد بود که با سلطه آمریکا در ایران (بعد از انگلیس) دربار ایران چقدر در برابر اعمال نفوذ آمریکا تسلیم و بی اراده است، و چگونه استقلال کشور تاراج شده و چگونه برنامه های استعمار فرهنگی به صورت سازمان یافته و هدایت شده، در این کشور اجرا می شود و چگونه سرمایه های ملی به غارت می رود.

با توجه به این سوابق، امام قدس سره از سلطنت خاندان پهلوی، نفرتی دیرینه، خصومتی عمیق و آشتی ناپذیر داشت که در جای جای سخنرانی ها و بیانات و اعلامیه های امام قدس سره به چشم می خورد.

دشواری های نهضت

از سال 1341 و 1342 که مبارزات امام قدس سره آغاز شد دشواری ها و مشکلاتی در سر راه نهضت وجود داشت. از جمله این که بعد از نهضت ملی شدن صنعت نفت و مبارزات مرحوم آیة الله کاشانی، بر اثر القائات سیاست های استعماری و برداشت نادرست محافل روحانی و متدینین، مداخله روحانیون در سیاست، خلاف تقوا و نزاکت دینی تلقی شد و «آخوند سیاسی » عنوان نا مناسبی برای یک روحانی گردید. دولت نیز این تفکر را زیر عنوان جدایی دین از سیاست ترویج می کرد. در اوایل انقلاب امام قدس سره مدت ها در گفتار و سخنرانی های خود با این برداشت نادرست مبارزه کرد. ایشان از مرحوم آیة الله مدرس به عنوان روحانی شجاع و مبارز و سیاست مدار با شیفتگی و اعجاب و تحسین یاد می کرد.

امام قدس سره به تدریج توانست آثار منفی تفکر غلط دوری روحانیان از صحنه سیاسی را از بین ببرد و قشر وسیعی از نیروهای انقلابی روحانی و غیر روحانی با ایمان را به صحنه سیاست و انقلاب بکشاند.

از جمله موانع بزرگ سلطه امنیتی و نظامی حکومت شاهنشاهی و حمایت بی دریغ آمریکا از این رژیم بود. سازمان امنیت و اطلاعات شاه کوچک ترین حرکت را با بی رحمی تمام سرکوب می کرد و تمامی مساجد و تکایا و محیطهای دانشگاهی به شدت کنترل می شد و به گویندگان و وعاظ اجازه و آزادی کوچک ترین انتقاد را نمی دادند.

از طرف دیگر تمامی وسایل تبلیغاتی در اختیار دربار و دولت بود و شب و روز از پیشرفت های موهوم و ره آوردهای دروغین حکومت شاهنشاهی دم می زدند در حالی که دست روحانیت از این گونه ابزارهاءخالی بود.

سیاست ابتذال فرهنگی و غرب زدگی و غرب گرایی و انحطاط اخلاقی نیز مشکلی دیگر بود که دربار و مزدورانش می خواستند با این سیاست، هویت مذهبی و ملی مردم مسلمان را مسخ کرده، آنان را با زندگی پوچ و پرزرق و برق و یک سلسله برنامه های فریبنده و مبتذل هنری سرگرم کنند و از اندیشیدن در مسایل جدی، باز بدارند.

عوامل پیروزی

اما در برابر این مشکلات و موانع، عواملی وجود داشت که باعث پیروزی امام قدس سره و به ثمر رسیدن انقلاب شد.

باید توجه داشت که ویژگی هایی در وجود امام و شرایطی در ایران جمع شده بود که مجموعا باعث پیروزی انقلاب شد.

اگر حرکت های اسلامی در برخی از کشورها به پیروزی نرسیده به این علت است که نه رهبری مثل امام خمینی قدس سره دارند و نه شرایط ایران در آن کشورها جمع است. این عوامل زیاد بودند، اما مهم ترین آن ها را می توان به دو دسته تقسیم کرد:

1) ضعف ها و اشتباهات شاه و دربار;

2) مزیت و نقاط قوت امام قدس سره.

اینک دسته نخست را بررسی می کنیم:

فساد و آلودگی حکومت

خاندان سلطنتی پهلوی نه تنها، خاندانی، آلوده بود، بلکه فساد آفرین نیز بود. چنان که گذشت رژیم شاه در سطح کشور سیاست ابتذال فرهنگی و انحطاط اخلاقی را به شدت اجرا می کرد و در دهه آخر حکومت خود، در این زمینه بسیار گستاخانه عمل می کرد. این سیاست غلط، ملت متدین و مسلمان ایران را که ایمان و تدین در اعماق وجود آن ها نفوذ داشت و با معیارهای دینی زندگی می کرد سخت آزار می داد و از این رو حکومت شاه در بین ملت مسلمان، پایگاه مردمی و مشروعیتی نداشت. فساد مالی و ریخت وپاش اموال ملت و خوش گذرانی های درباریان نیز مزید بر علت بود.

امام قدس سره روی این مسایل تکیه می کرد و از این نظر سخنان او بر دل ها می نشست و توده مسلمان را به سوی او جذب می کرد و 2هریک از اعلامیه ها و پیام های امام قدس سره در این زمینه تاثیر وسیعی در بین ملت می گذاشت.

غفلت شاه از نیروی رهبری و مرجعیت

الفبای جنگ این است که انسان بداند چه نیرویی در اختیار دارد و دشمن دارای چه نیرویی است. امام قدس سره می دانست شاه چه دارد، اما شاه نمی دانست (یا نمی خواست بداند) امام قدس سره چه دارد. شاه از میزان نفوذ روحانیت و قدرت مذهب خبر نداشت. او که پایگاه مردمی نداشت، برای ادامه حکومت، گذشته از ارتش و نیروهای امنیتی دست پروده خویش، روزبه روز به غرب و آمریکا متکی تر می شد و غرب زدگی را ترویج می کرد و از ملت بیش تر فاصله می گرفت در حالی که اتکای امام قدس سره به ملت و ایمان آنان بود. مرحوم جلال آل احمد در همان سال ها در کتاب غرب زدگی نوشت:

«دولت هر روز به غرب و غرب زدگی گرایش پیدا می کند و به آن دامن می زند، درحالی که ملت با معیارهای دینی زندگی می کند». امام قدس سره از این نیروی مذهبی به بهترین وجهی استفاده می کرد و انگشت روی نقاط حساس می گذاشت و احساسات پرشور دینی مردم را به جوش می آورد.

شکست طرح ها و برنامه های اصلاحاتی شاه

شاه با دیکته آمریکا با طرح لوایح ششگانه که آن را «انقلاب سفید» نامید (و یکی از آن ها تقسیم اراضی بود) در واقع، می خواست رفرمی ایجاد کند و از این راه پشتوانه ای برای حکومت خود درست کند و در آغاز کار، از این طریق در میان روستاییان و کشاورزان طرفدارانی پیدا کرد، و دستگاه های تبلیغاتی شاه در برابر اعتراض های امام قدس سره، حرکت او و روحانیت را حمایت از فئودال ها وانمود می کرد. اما با گذشت حدود یک دهه (در فاصله تبعید امام قدس سره به ترکیه و سپس نجف) و اوج گیری انقلاب، به علت ماهیت فاسد این حکومت و وابستگی شدید آن به غرب، این طرح ها پوچ از آب در آمد و کشاورزی و دامداری در کشور از بین رفت و روستاها ویران شد و مهاجرت به شهرها آغاز شد. نویسنده این سطور به خوبی به یاد دارد که در آن سال ها، کشاورزانی بودند که جو و گندم را در موقع درو، سر زمین رها می کردند، زیرا با سرازیر شدن گندم ارزان آمریکایی به کشور، گندم های به دست آمده کشاورزان حتی هزینه دروی آن ها را تامین نمی کرد!.

با شکست این طرح های فریبنده اصلاحاتی، کسانی هم که گول تبلیغات و طرح های شاه را خورده بودند، به صفوف ناراضیان پیوستند و صحت و استواری نظریه امام را تایید کردند.

اینک به مزیت ها و نقاط قوت امام قدس سره که در پیروزی انقلاب نقش داشت، می پردازیم:

فقاهت و مرجعیت امام قدس سره

فقاهت و مرجعیت امام قدس سره در این زمینه نقش بسیار مهمی داشت. امام قدس سره یک رهبر ملی و سیاسی عادی نبود، بلکه او یک فقیه و مرجع تقلید بود که میلیون ها نفر مقلد داشت و مردم، رساله های عملیه او را با تمام مشکلات و محدودیت هایی که حکومت شاهنشاهی در جهت چاپ و نشر آن ایجاد می کرد، تهیه و به آن عمل می کردند. مردم مسلمان سخن او را سخن پیامبر صلی الله علیه و آله و ائمه علیهم السلام: و پیام او را پیام خدایی می دانستند و برای اجرای آن همه گونه خطر را به جان می خریدند. شاگردان امام قدس سره نیز که از نزدیک با افکار بلند امام قدس سره آشنایی داشتند، بازوان نیرومند امام بودند. جایگاه بلند مرجعیت امام قدس سره (و سایر جاذبه های او که توضیح خواهیم داد) باعث شد که حوزه علمیه و روحانیون و وعاظ شجاع کشور حرکت او را دنبال کنند. اگر علما و روحانیونی بودند که -به هر علت- با نهضت امام موافق نبودند، یا در عین احترام و اعتقاد به آرمان های امام، امکان موفقیت آن را در مقام عمل منتفی می دانستند، کم کم به سکوت کشیده شدند و یا دایره نفوذ کلام آنان محدود شد و تفکر انقلابی، همگانی گردید.

شجاعت و بزرگی روح امام قدس سره

از امتیازات مهم امام قدس سره، شجاعت و روح بزرگ او بود. او روحی بزرگ و با عظمت داشت. و این را در پرتو عرفان و تهذیب نفس و صفای دل کسب کرده بود. او در راه انجام تکالیفی که برخود لازم می دانست از هیچ خطری نمی ترسید، و در برابر تند باد حوادث تکان نمی خورد. امام راحل پس از آزادی از بازداشت اول، در سخنرانی مسجد اعظم - که نویسنده این سطور در آن شرکت داشت- در جمع طلاب و مردم، با اشاره به این که ماموران امنیتی، او را با ماشین به تهران منتقل کرده بودند، (به این مضمون) فرمود:

آن ها می ترسیدند و من آن ها را دلداری می دادم، آن گاه افزودند: به خدا سوگند من در عمرم هرگز نترسیده ام.

این شجاعت و شهامت، دل ها را به سوی او جذب می کرد. مردم، رهبران شجاع را به این علت دوست دارند، که سخنان و خواسته هایی را که آن ها جرات اظهار آن ها را ندارند، بیان می کنند. امام قدس سره خواسته ها، انتقادها، اعتراض ها، فریادهای خفه شده و در یک کلام حرف دل مردم را در آن فضای اختناق با شجاعت تمام و بی هیچ بیم و هراسی بیان می کرد، و این، باعث افزایش روز افزون محبوبیت او و نفوذ کلام بیشتر او می شد.

ایمان به هدف

امام راحل به اهداف و آرمان های انقلابی خود از اعماق دل و جان ایمان و اعتقاد راسخ داشت و تمام اقدام ها و موضع گیری های او از این ایمان سرچشمه می گرفت و همین امر باعث شده بود که در مشکلات و فراز و نشیب ها و فشارها کوچک ترین تردید و ضعفی از خود نشان ندهد و چون معتقد بود که با ادامه رژیم سلطنتی، اساس اسلام و استقلال کشور در خطر است هیچگونه نرمش و ملاحظه ای را روا نمی دانست. چنانکه در سال های اول انقلاب که کم و بیش در بعضی از محافل مذهبی سخن از «تقیه » بود، امام با قاطعیت، آن را رد کرد و اعلام فرمود که ما به حرکت و مبارزه خود ادامه خواهیم داد «ولو بلغ ما بلغ » و این جمله امام راحل که حاکی از عزم راسخ و تصمیم قاطع او بود در آن زمان در سراسر کشور طنین افکند و تکلیف را برای همه طرفداران انقلاب روشن کرد.

احساس تکلیف

یکی دیگر از نکته های ظریفی که در تبیین اندیشه امام قدس سره و بررسی ریشه های پیروزی انقلاب باید به آن توجه کرد، این است که امام راحل معتقد بود که ما موظف به انجام تکلیف و ادای وظیفه مبارزه و اجرای امر به معروف و نهی از منکر هستیم، نه موظف به پیروزی. امام بر این باور بود که خدا از ما پیروزی نخواسته است و ما موظف و مکلف به پیروزی نیستیم بلکه آن چه ما موظف و مکلف به آن هستیم انجام وظیفه و ادای تکلیف خود در مورد مخالفت و مبارزه با حکومت ضد اسلامی است، حال اگر در این راه پیروز شدیم چه بهتر، و اگر شکست خوردیم به وظیفه خود عمل کرده ایم و در پیشگاه خداوند مسؤولیتی نداریم.

این اعتقاد و این باور باعث شده بود که امام قدس سره همواره با صلابت و قوت قلب به پیش برود و از شکست و ناکامی نگران نباشد. با چنین اندیشه ای اصولا شکست متصور نبود و در هر دو صورت، موفقیت در پیش بود. اگر مروری به سخنرانی ها و بیانیه های امام در تمام دوران انقلاب و مبارزه بکنیم در جای جای آن ها به این نکته بر می خوریم.

امداد غیبی الهی

آخرین عامل پیروزی و موفقیت امام و به ثمر رسیدن انقلاب اسلامی که در این نوشتار یادآور می شویم، نصرت و امداد غیبی الهی است. هرکس سیر تحولات انقلاب (و نیز دوران بیست ساله بعد از انقلاب اسلامی) را منصفانه بررسی کند در مراحل مختلف آن نشانه های عنایت خداوند و نصرت غیبی او را به روشنی مشاهده می کند. خداوند در قرآن مجید به مؤمنان وعده پیروزی و یاری داده است.

در حرکت عظیم امام وعده های الهی تحقق یافت. کسانی که خود شاهد حوادث بودند به این نکته به خوبی واقفند و اگر امروز برگردیم و مروری به آن حوادث بکنیم این معنا را به روشنی مشاهده می کنیم، چه در دوران انقلاب و مبارزه و چه در دوران پس از پیروزی، به ویژه در زمان جنگ تحمیلی بارها مراحل بسیار حساس و شرایطی بسیار باریک و بحرانی پیش آمد که اگر حوادث اندکی جابه جا می شد و چیزی غیر از آن چه اتفاق افتاد، رخ می داد، مسیر انقلاب و سرنوشت جنگ به نحوی دیگر رقم می خورد، و این چیزی نبود جز امداد غیبی الهی!.

و الحمد لله و العاقبة للمتقین





OWMTo
OWMYour Name
OWMYour Email address
OWMDescription