زائرین
حسین علیه السلام و مهدی (عج)



 

کد خبر : 12736 تاریخ انتشار : 1395/10/17 نسخه چاپی


ماجرای طی الارض امام حسن عسكری(ع) به ایران



ماجرای طی الارض امام حسن عسكری(ع) به ایران
 
گرگان
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی لبیک سوم ربیع الثانی سالروز ورود و سفر امام حسن عسكری به جرجان استان گلستان فعلی و متبرك شدن این شهر به قدوم نازنین حضرت می‌باشد.

استان گلستان فعلی كه در گذشته مشهور به جرجان و استرآباد بود، دارای یك شناسنامه روشن و تاریخ پر فراز و نشیبی ست كه در آن وقایع مهمی رخ داد، كه از جله آن می‌توان به طی الارض امام حسن عسكری به این سرزمین اشاره كرد.

بنا به گفته محدثین امام حسن عسكری آن زمان ?? سال سن داشتند.

ظاهرا اولین محدثی كه داستان واقعی ورود امام را به گرگان نقل كرده، قطب الدین راوندی از محدثین قرن ? بود كه در كتاب (الخرائج و الجرائج) آورده است. بعد‌ها محدثین دیگر از جمله علامه مجلسی در بحار الانوار، فخر الدین اردبیلی در «كشف الغمه فی معرفه الائمه»، شیخ عباس قمی در منتهی الامال، محمد شریف رازی در كرامات الصالحین و...

راوندی به سند خود نقل كرده است كه جعفر بن شریف جرجانی می‌گوید:

سالی عازم حج شدم و در «سامرّا» نزد امام عسكری (علیه السلام) رسیدم. شیعیان، مال زیادی را توسط من برای آن حضرت فرستاده بودند. خواستم از حضرت بپرسم كه آن‌ها را به چه كسی بدهم؟ اما پیش از اینكه چیزی بگویم، فرمود: آنچه با خود آورده‌ای به مبارك، خادم من بده!

من نیز چنان كردم. سپس گفتم: در گرگان شیعیانت به شما سلام می‌رسانند. فرمود: آیا بعد از اتمام مناسك حجّ به آنجا برمی گردی؟

گفتم: آری. فرمود: تو بعد از صد و هفتاد روز، به گرگان می‌رسی. و در آغاز روز جمعه، سه روز گذشته از ماه ربیع الآخر، به آنجا وارد می‌شوی. به آن‌ها بگو كه من نیز پایان‌‌ همان روز، آنجا می‌آیم. برو كه رهیافته‌ای! خدا تو را و آنچه با خود داری سالم نگه خواهد داشت. بر خانواده‌ات وارد می‌شوی و برای پسرت، شریف فرزندی به دنیا خواهد آمد، اسمش را صلت بن شریف بن جعفر بن شریف بگذار. و خداوند او را بزرگ می‌گرداند و از دوستان ما خواهد شد.

گفتم:‌ای فرزند رسول خدا! ابراهیم بن اسماعیل جرجانی از شیعیان شما است و بین دوستانت بسیار كار خیر انجام داده و هر سال بیش از صد هزار درهم از ثروت خود را به آنان می‌دهد.

فرمود: خدا به ابراهیم بن اسماعیل، به خاطر رفتارش با شیعیان ما پاداش دهد، گناهان او را بخشیده و فرزند سالمی به او روزی خواهد كرد كه حق را می‌گوید، به او بگو كه حسن بن علی گفت: نام پسرت را «احمد» بگذار.

آنگاه از پیش آن حضرت رفته و مناسك حج را انجام دادم. و خدا مرا سالم نگه داشت تا اینكه روز جمعه، از ماه ربیع الآخر، در ابتدای روز همچنان كه امام (علیه السلام) فرموده بود، به گرگان رسیدم. دوستان و آشنایان برای تبریك به دیدارم آمدند. به آن‌ها گفتم كه امام حسن عسكری (علیه السلام) وعده داده است كه تا پایان امروز اینجا بیاید، پس آماده شوید تا پرسش‌ها و حاجت‌های خود را از او بخواهید.

همین كه نماز ظهر و عصر را خواندند، در خانه من گرد آمدند. به خدا سوگند! چیزی متوجه نشدیم جز اینكه امام آمد و وارد خانه شد. ابتدا او بر ما سلام كرد، آنگاه ما به استقبالش رفتیم و دستش را بوسیدیم.
سپس فرمود: من به جعفر بن شریف وعده داده بودم كه آخر همین روز به اینجا بیایم. نماز ظهر و عصر را در سامرّا خواندم و به سوی شما آمدم تا تجدید عهد نمایم. و اكنون در میان شما هستم تا پرسش‌ها و حاجت‌های خود را مطرح سازید.

نخستین كسی كه پرسش نمود، «نضر بن جابر» بود. او گفت:‌ای فرزند رسول خدا! چند ماه است كه چشمان پسرم آسیب دیده است، از خدا بخواه تا بینایی را به او برگرداند.
حضرت فرمود: او را بیاور، پس دست مباركش را به چشمان وی كشید، بینایی او به حالت اول برگشت، آنگاه مردم یكایك می‌آمدند و نیازهای خود را مطرح می‌كردند و حضرت نیز برای آن‌ها دعا می‌نمود و نیاز‌هایشان را برآورده می‌ساخت. سپس حضرت،‌‌ همان روز به سامرّا برگشت. (?)

امروزه منزل جعفر بن شریف جرجانی در محله «سبزه مشهد» فعلی تبدیل به مسجد و قدمگاه امام حسن عسکری(علیه السلام) شده که مورد توجه مردم گرگان است.

پی‌نوشت‌ها:
?. موسوعة الامام عسكری (علیه السلام) ج ?، ص ???، رقم ???.


نسخه چاپیارسال به دوستان

نظر شما: